![]() |
![]() |
|
|
خدايا!!! به داده ها ، نداده ها و گرفته هايت شکر
الهي توفيقم ده که بيش از طلب همدردي ، همدردي کنم . پيش از آنکه مرا بفهمند ، ديگران را درک کنم . پيش از آنکه دوستم بدارند ، دوست بدارم . زيرا در عطا کردن است که مي ستانيم و در بخشيدن است ، که بخشيده مي شويم ودر مردن است ، که حيات ابدي مي يابيم و آخرین تمام باورم تو اين دنياي رنگين باورها... همه ستايش خدايي را كه اميدم به اوست وجز او به كسي اميدي ندارم و جز او كسي را نخوانم واگر هم غيرش را بخوانم دعايم به اجابت نرسد
تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است
زندگي خوردن و خوابيدن نيست انتظار و هوس و ديدن و ناديدن نيست. زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف. يادمان باشد اگر گل چيديم عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار همند
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/19ساعت 15:59 توسط باران |
|
|
موفقيت تنها يک چيز است اين که : زندگي را به دلخواه خود بگذرانيد *** انسان همان چيزي است که خود باور دارد *** در هر جا که هستيد و با هر چه که در اختيار داريد کاري بکنيد *** در پشت هيچ در بسته اي ننشينيد تا روزي باز شود ، در ديگري را جستجو کنيد و اگر نيافتيد همان در را بشکنيد *** بهترين راه پيش بيني آينده، ساختن آن است *** آسمان براي گرفتن ماه تله نمي گذارد ، آزادي ماه است که او را پايبند مي کند *** شانس هرگز کافي نيست *** اگر فکر مي کنيد که موفق مي شويد يا شکست مي خوريد، در هر دو صورت درست فکر کرده ايد *** وقتي انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوي آن در جاي ديگر کار بيهوده اي است . *** مهم اين نيست که در کجاي اين جهان ايستاده ايم، مهم اين است که در چه مسيري گام بر مي داريم *** سعي نکنيم بهتر يا بدتر از ديگران باشيم، بکوشيم نسبت به خودمان بهترين باشيم *** تنها بنائي که هر چه بيشتر بلرزه، محکمتر مي شه، دل آدمي است *** علت عاشق زعلت ها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست *** ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است *** طغيان بنيادي است مشترک که هر انساني نخستين ارزش هاي خود را بر آن بنا مي کند *** من طغيان مي کنم پس وجود دارم *** اگر شناخت درست باشد ، در عمل نتيجه مي دهد *** هرگز از شنيدن آنچه شرافتمندانه انجام داده اى، شرم نداشته باش *** مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت *** انسان همان جايى است كه تصميم مى گيرد باشد *** هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم *** آنانکه از زندگي پيروز و کامياب شده اند ، اول از نظر فکر و روح پيروز و کامياب بوده اند *** در شرافت علم همين بس که کسي هم که لياقت آنرا ندارد، ادعاي داشتن علم ميکند و اگر علم به او نسبت داده شود خوشحال ميشود، و در زشتي و بيارزشي جهل همين بس که حتي جاهلان نيز از جهل و ناداني برائت ميجويند و اگر جهل به آنان نسبت داده شود به خشم ميآيند . به عوض آنکه به تاريکي لعنت بفرستيد، يک شمع روشن کنيد *** براي کسيکه زندگي درونيش غني است، اشعه مختصر آفتاب بيهوده ميدرخشد ***
آنکه خيال ميکند شايد فردا گرفتار شود از آنکه الان گرفتار است بيشتر رنج ميبرد *** اگر متوجه بوديم که هر آن ممکن است دست روزگار ما را از هم جدا کند مهربانتر از اين باهم رفتار ميکرديم
رشدي خودانگيخته و اصيل داشته باش. مثل رشد درختي در کوهستاني عظيم؛ نه در يک باغچه کوچک
خشم، طمع و حرصت را سرکوب نکن، فقط نسبت به آنها هوشيار و آگاه باش
سخاوت ، زیباست آن زمان که دست نیازی به سویتان گشوده آید ، اما زیباترآن ایثار که نیازمند طلب نباشد و از افق های تفحص و ادراک برآید . و گشاده دستان را تجسس نیازمندان چه بسا دلپذیر تر از بخشایش محض. *** کشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما به این خاطر ساخته نشده... *** به خاطر هراس از دست دادن؛ چه چیزهایی را از دست داده ایم! *** دشمن خویش را ببخش ؛ اما او را دوست خود ندان ***
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/02/19ساعت 15:45 توسط باران |
|
|
یادمان باشد..... اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پر پر شدنش سوزو نوایی نكنیم پر پروانه شكستن هنر انسان نیست گر شكستیم ز غفلت من و مایی نكنیم یادمان باشد..... سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نكنیم یادمان باشد...... اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سرو پایی نكنیم
****
تو را به دادگاه خواهند کشيد شايد به حبس ابد محکوم شوي جزييات جنايت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافته اند
****
خدا یا آیا حواست هست؟ در طلیعه ی شبی که سر سحر شدن ندارد می شنوی صدایی را که می خواند تو را به نامی که نه خود داند چیست نه کس تواند گفت. خدایا آیا حواست هست؟ که دخترک همسایه روز ها درانتظار پدر روی پله ها می نشیند که پدرش رفته سفر که باز نمی گردد که قرار نیست باز گردد آیا حواست هست؟ که قلب هامان هم سنگ شده که با این همه کفاف نمی دهند که سلاح دست کودکان جنگ دیده یا سر پناه پیرمرد بی خانمان را خدایا آیا حواست هست ؟ پیش از این ها آسمان جای تو بود پیش از این ها از آسمان رحمت تو می بارید...نرم و لطیف باران اما حالا... نعمات مرگ و نابودی اند که آوار می شوند بر سرمان آیا حواست هست؟ دیگر آینه ها هم دروغ می گویند دیو سرتان گرگ چهره را فرشتگان تو می نمایانند ...فرشتگان عذاب آیا حواست هست؟ که خون ارزانتر شده است از نان می بینی ضجه های مادران بی فرزند را می شنوی مرثیه ی خاموش پدران سر در گریبان را خدایا نمی دانم ما گم شده ایم یا تو فراموشمان کردی که گرفتار نفرینی سیاه شدیم خدایا گفته بودی دل ها با یاد تو آرام می گیرند یاد تو گم شد که آرامشمان رخت بر بست تا به دیار ناکجاآباد یا آرامشی برای با تو بودن نیست جانا گفتی هر گاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همواره با تو هستم آیه های محبتت را کدامین دست نوازشگر زمزمه میکند خدایا کلمه ها زیاد شده اند و زبان ها گنگ ساعت ها زیاد شده اند و زمان ها کم گفته بودی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را خدایا می خوانم تو را به زیباترین سکوتی که شنیده ام که صدای تو جاری است در سکوت سنگین مان نمی دانم نمی دانم آیا حواسم هست؟؟
****
همه مي پرسند: چيست در زمزمه ي مبهم آب ؟ چيست در همهمه ي دلکش برگ؟ چيست در بازي آن ابر سپيد ، روي اين آبي آرام بلند ، که ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال ؟ چيست در خلوت خاموش کبوتر ها ؟ چيست در کوشش بي حاصل موج ؟ چيست در خنده ي جام ؟ که تو چندين ساعت ، مات ومبهوت به آن مي نگري !؟ - نه به ابر ، نه به آب ، نه به برگ ، نه به اين آبي آرام بلند ، نه به اين خلوت خاموش کبوترها ، نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام ، من به اين جمله نمي انديشم من ، مناجات درختان را ، هنگام سحر ، رقص عطر گل يخ را با باد ، نفس پاک شقايق را در سينه ي کوه ، صحبت چلچله ها را با صبح ، نبض پاينده ي هستي را در گندم زار، گردش رنگ و طراوت را در گونه ي گل ، همه را مي شنوم ، مي بينم . من به اين جمله نمي انديشم ! به تو مي انديشم اي سراپا همه خوبي ، تک و تنها به تو مي انديشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو مي انديشم تو بدان اين را ، تنها تو بدان تو بيا تو بمان با من ، تنها تو بمان ! جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب من فداي تو ، به جاي همه گلها تو بخند اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز ريسماني کن از آن موي دراز ، تو بگير ، تو ببند ! تو بخواه پاسخ چلچله ها را ، تو بگو ! قصه ي ابر هوا را ، تو بخوان ! تو بمان با من ، تنها تو بمان ! در دل ساغر هستي تو بجوش! من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقيست آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش
****
دوست دارم بروم سربه سرم نگـــذاريد گريه ام را به حســاب سفرم نگـــذاريد دوست دارم که به پابوسي باران بروم آسمان گفته که پا روي پرم نگـــذاريد اين قدر آينه ها را به رخ من نکشيــد اين قدر داغ جنون بر جگرم نگـــذاريد چشمي آبي تر از آيينه گرفتارم کرد بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد آخرين حرف من اين است،زميني نشويد فقط... از حال زمين بي خبرم نگــذاري
**** زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني
**** وقتي از ناله تلخم , دل شب ميلرزد وقتي از چشم فلق , قطره اشکي ريزد وقتي آن لحظه که دل , ياد تو را ميجويد ناگه از سمت جنون عطر تو بر ميخيزد بوي تو , خالي آغوش مرا پر کرده در و ديوار اتاقم همه بي تاب تماشاي "تو و من" با هم عکس در آينه افتاده اين جسم سراسر خسته منعکس کرد غم بي تو دمادم مردن روشني بخش سراي من ديوانه تو فقط آن خاطره گرم همآغوشي ماست ! من به شمعداني ايوان عطشناک اتاق سردم قول سيراب شدن از نفست را دادم ! بسترم کز پر احساس شقايق باشد چشم براه تب جانسوز هماغوشي ماست لحظه پاک شدن را گويم ............................. نازنينم ! گل من ! يارترينم ! ... ! بنگر اي سبزترين آيه پر مهر خدا ! روز بي تو شب و شب بي تو دمادم گريه کارم اينست , جزين بي تو ندارم چاره ! با تو از روشني خانه بي چشم و چراغم گفتم با تو از سر شکوفا شدن غنچه پژمرده شعر که زمانيست دگر همسفر دل نشده ! با تو از شام سياهم گفتم و خيال خوش ايام بهاري بشنو ! .......................... تو که خود ميداني , تو که خود ميديدي , راستي ! تو خودت ميگفتي که چقدر تنهايي ؟ ... باز اين آتش حسرت ز درون رگ و اعضاي وجود سردم , شعله ور ميگردد گوش تو با من نيست؟ با تو هستم , ........ ! تو فقط ميديدي تو فقط فهميدي که چه سان تنهايم ؟ ولي اي واي ! دريغا ! اي کاش ... اين دريغ و افسوس , حسرت وانفسا بي ثمر ميماند , بي اثر خواهد بود . .............................. ديدي اي دل که چطور , از همان آغازم لالاي مادر گيتي و فلک چشم بخت من بي حوصله را خوابانده؟ اين چه خوابيست دگر ؟ خواب مرگي رفته؟ که دريغ از يک آن ذره اي از لحظه بخت بيدار نشد دل بي يار بماند !
****
يافتم! يافتم! آن نکته که می خواستمش با شکوفايی خورشيد و گل افشانی لبخند توآراستمش تار و پودش را از خوبی و مهرخوش تر از تافته ياس و سحر بافته ام دوستت دارم رامن دلاويزترين شعر جهان يافته ام اين گل سرخ من است دامنی پر کن ازين گل که دهی هديه به خلق که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست در دل مردم عالم به خدانور خواهد پاشيد روح خواهد بخشيد تو هم ای خوب من! اين نکته به تکرار بگو اين دلاويزترين شعر جهان را همه وقت نه به يک بار و به ده بار، که صد بار بگو دوستت دارم را بسیار بگو دوستم داری را از من بسيار بپرس
**** خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
****
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما ، اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا زير لب با خود ترتم داشتن ؛ بر لب غمگين تبسم كاشتن عشق ، آزادي ، رهايي ، ايمني ؛ عشق زيبايي ، زلالي ، روشني عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب در ميان اين همه غوغا و شر ؛ عشق يعني كاهش رنج بشر اي توانا ، ناتوان عشق باش ؛ پهلوانا ، پهلوان عشق باش اي دلاور ، دل به دست آورده باش ؛ در دل آزرده منزل كرده باش عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر ؛ واگذاري آب را بر تشنه تر عشق يعني ساقي كوثر شدن ؛ بي پر و بي پيكر و بي سر شدن عشق يعني خدمت بي منتي ؛ عشق يعني طاعت بي جنتي گاه بر بي احترامي ، احترام ؛ بخشش و مردي به جاي انتقام عشق را ديدي خودت را خاك كن ؛ سينه ات را در حضورش چاك كن عشق آمد خويش را گم كن عزيز ؛ قوت ات را قوت مردم كن عزيز عشق يعني مشكلي آسان كني ؛ دردي از درمانده اي درمان كني عشق يعني خويشتن را گم كني ؛ عشق يعني خويش را گندم كني عشق يعني نان ده و از دين مپرس ؛ در مقام بخشش از آيين مپرس هركسي او را خدايش جان دهد ؛ آدمي بايد كه او را نان دهد در تنور عاشقي سردي مكن ؛ در مقام عشق نامردي مكن لاف مردي ميزني مردانه باش ؛ در مسير عاشقي افسانه باش دين نداري مردمي آزاده باش ؛ هرچه بالا ميروي افتاده باش در پناه دين ، دكانداري مكن ؛ چون به خلوت ميروي كاري مكن عشق يعني ظاهر باطن نما ؛ باطني آكنده از نور خدا عشق يعني عارف بي خرقه اي ؛ عشق يعني بنده ي بي فرقه اي عشق يعني آنچنان در نيستي ؛ تا كه معشوقت نداند كيستي عشق يعني ذهن زيباآفرين ؛ آسماني كردن روي زمين عشق گويد مست شو گر عاقلي ؛ از شراب غيرانگوري ولي هركه با عشق آشنا شد مست شد ؛ وارد يك راه بي بن بست شد كاش در جانم شراب عشق باد ؛ خانه جانم خراب عشق باد هركجا عشق آيد و ساكن شود ؛ هرچه ناممكن بود ممكن شود در جهان هر كار خوب وماندنيست ؛ رد پاي عشق در او ديدنيست شعرهاي خوب ديوان جهان ؛ سر عشق است و سرود عاشقان "سالك" آري عشق رمزي در دل است ؛ شرح و وصف عشق كاري مشكل است عشق يعني شور هستي در كلام ؛ عشق يعني شعر ، مستي ، والسلام
**** اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین تمامی نداشته های من است
**** مردان در صید عشق به وسعت نامنتهایی نامردند، گدایی عشق میكنند تا وقتی مطمئن به تسخیر قلب زن نشدند، اما همین كه مطمئن شدند مردانگی را در كمال نامردی به جا می آورند
****
***از خدا صدا نمی رسد*** ای ستاره ها که از جهان دور چشمتان به چشم بی فروغ ماست نامی از زمین و از بشر شنی ده اید؟ *** گوشتان اگر به ناله من آشناست٬ از سفینه ای که می رود به سوی آسمان ٬ از مسافری که می رسد ز گرد راه٬ از زمین فتنه گر حذر کنید !پای این بشر اگر به آسمان رسد روزگارتان چو روزگار ما سیاه ست *** آنکه با تو می زند صلای مهر٬ جز به فکر غارت دل تو نیست !گر چراغ روشنی به راه تست !چشم گرگ جاودان گرسنه ای است *** ای ستاره ٬ ما سلام مان بهانه است عشق مان دروغ جاودانه است !در زمین زبان حق بریده اند٬ حق زبان تازیانه است !وانکه با تو صادقانه درد دل کند های های گریه شبانه است !
****
هر نفس می رسد از سينه ام اين ناله به گوش كه در اين خانه دلی هست به هيچش مفروش ! چون به هيچش نفروشم ؟ كه به هيچش نخرند هركه بار غم ياری نكشيده ست به دوش سنگدل ، گويدم از سيم تنان روی بتاب بی هنر ، گويدم از نوش لبان چشم بپوش برو ای دل به نهانخانه خود خيره بمير مخروش اين همه ای طالب راحت ! مخروش آتش عشق بهشت است ، مينديش و بيا زهر غم راحت جان است ، مپرهيز و بنوش بخت بيدار اگر جويی با عشق بساز غم جاويد اگر خواهی ، با شوق بجوش پر و بالی بگشا ، خنده خورشيد ببين پيش از آنی كه شود شمع وجودت خاموش !
****
مسموم شد هواي بهشت از اين سر به زيرها ما بچه هاي سر به هواي جهنميم
****
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/16ساعت 23:49 توسط باران |
|
|
فقط خانمها بخوانند به مردان قدرت دهيد ، تا صميميت فوران كند . مرد موجودي عاشق قدرت است . مرد از اينككه قدرتمند باشد حظ ميكند . در آشمان اوج ميگيرد و شما را نيز همراه خود بالا ميبرد. از اينكه توانا باشد يا احساس توانايي كند لذت ميبرد. تا وقتي كه مشغول كشتن اين احساس در مردان هستيد بدانيد كه تنها ميتوانيد خواب خوشبختي را ببينيد. اگر قدرت مرد را ناديده بگيريد يا از آن انتقاذ كنيد بدانيد كه ديگر پري روياهايش نخواهيد بود.او دنبال كسي است كه به قدرتهايش ايمان داشته باشد. و حتي ضعفهايش را در جهت تقويت تواناييهايش مثبت جلوه دهد. پس بدانيد كه: 1- اگر خودتان داراي درآمد هستيد ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نكشيد.حتي اگر درامد بيشتري داريدهرگز به روي خودتان هم نياوريد.بگذاريد همسرتان فكر كند كه همه چيز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره ميشود. 2- مطلقا او را با كسي مقايسه نكنيد.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلاني اينقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستي.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالي فكر ميكنيد او را براي تلاش بيشتر تشويق كنيد.انتقاد دشمن صميميت است. 3- تو بي عرضه اي ، فاتحه خواندن بر صميميت است. تو بي عرضه اي يعني فرو ريختن مرد. يعني به دست خود خانه را خراب كردن. هر مفهوم مشابه " تو بي عرضهاي " فاتحه اي بر صميميت و عشق متقابل مرد است. ۴- شوهر خود را حلال مشكلات بدانيد. مشكل را به او بگوييد و از او بخواهيد آن را حل كند.و تاييد كنيد كه تنها او قادر به حل اين مسئله است. ۵- به مردان اندرز ندهيد.مردان دوست دارند كه مشكلات را به تنهايي حل كنند.و اگر به شما چيزي نميگوينديعني به تنهايي قادر است موضوع را حل كند.و در صورت لزوم با شما در ميان ميگذارند.با نصيحت نكردن زندگي خود را عاشقانه كنيد. 6- سكوت مردان را نشكنيداين اشتباه خانمهاست كه وقتي مرد ساكت است مدام به سمت آنها ميروند و با آنها حرف ميزنند.اگر او ساكت است به سكوت نيازمند است.و احترام به اين سكوت يعني صميميت بيشتر. سكوت طولاني در زنان ممكن است به معني آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها اين طور نيست. 7 - به مردان فضا بدهيد گاهي او را رها كنيدتا با خود خلوت كندبا دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضاي رها شدن!اين چيزي است كه مردان گاهي به آن نياز دارند. اگر به انها اين فضا را هديه بدهيد. انها نيز به شما عشق ميورزند. ۸- مرد دوست دارد كه از او قدر داني شود. تشكر به مرد قدرت پرواز ميدهد.از هر كار كوچكي كه براي شما انجام ميدهدتشكر و قدر داني كنيد.تا او نيز بي حساب به شما عشق بورزد. 9- مرد بايد تاييد شود.تواناييهاي مرد را تاييد كنيدو تاكيد كنيد او صاحب بهترين تواناييها و شايسته ترين همسر( شوهر) است. ۱۰- بايد مورد اطمينان باشد. به او اعتماد كنيدبا اطمينان خاط از اينكه او ميتواند ، شما ميتوانيد به راحتي بسياري از كارها را به بسپاريد. 11- مردها را تشويق كنيدمرد عاشق تشويق است.كف زدن ها را فراموش نميكند.. مرد، افرين شما را تا عمر دارد به خاطر ميسپارد. نکاتي که در بالا ذکر شد شايد در نگاه اول بسيار ساده و سطحي و بي اهميت جلوه کند ولي باور کنيد که با رعايت همين نکات ساده ( و البته بي هزينه ) بسياري از مشکلات مربوط به نبود صميميت بين همسران حل ميشود. رعايت موارد ذکر شده ي بالا از سوي اقايان و از سوي خانمها قطعا" صميميت در زندگي پر رنگ تر خواهد شد .آري صميميتي که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ ميشوند و حاضر نخواهيد بود که انرا با دنيا عوض کنيد. مگر ما از زندگي چيزي جز صميميت و يکدلي و فضايي با عشق و محبت ميخواهيم؟ مگر نه اينست که حتي ان کسي که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسيدن به آرامش است؟ فقط آقايان بخوانند: نکاتي که در زير ميخوانيد نکاتي بسيار ساده و سطحي هستند که اثر بسيار زيادي در ايجاد صميميت بين زن و مرد و در نهايت ارامش روحي دارد. از شما خواننده گرامي خواهش ميکنم که قبل از اينکه قضاوت کنيد اين متن را تا اخر بخوانيد : زنها را درک کنيد تا صميميت زياد شود.تنها حسي که اين موجود آسماني را هراسان ميکند . عدم درک متقابل از سوي همسرش ميباشد.همانقدر که مردان از عدم شايستگي ميهراسند.زنان از اينکه احساسات و عواطفشان درک نشود بيمناکند. اگر ميخواهيد مردي نمونه باشيد بايد بدانيد که: ۱- زنان بايد درک شوند.نيازها و عواطف و حضور او را درک کنيد.شما بايد شادي و ناراحتي و سر زندگي و کسالت و همه حالات او را درک کنيد . 2- زن با صحبت کردن آرام ميشود.همين که شروع به تعريف کردن ميکند انگار که مسايلش به بهترين صورت حل ميشود.هرگز او را از تعريف کردن و صحبت کردن باز نداريد. 3- گوش کنيد. فراوان و فراوان به حرفهايش گوش کنيد. وانمود نکنيد که داريد به حرف هايش گوش ميکنيد بلکه واقعا به حرفهاي او دقت کنيد.گوش کردن به صحبتهاي زن بذر صميميت را در دل شکننده او ميکارد.هنگاميکه صحبت ميکند صميمانه و با مهر و محبت نگاهش کنيد و به حرفهايش دقت کنيد. 4- راه حل ندهيد.سريع پيشنهاد و راه حل ندهيد.زن نميگويد که شما مشکل را حل کنيد.او ميگويد چون فقط ميخواهد که گفته شود.و نه اينکه به سرعت مسئله حل شود.اگر ميگويد سرم درد ميکند نگوييد برو دکتر.بگذاريد به صحبتش ادامه دهد. 5- زن به توجه شما نياز دارد .به او توجه کنيد.به نيازهايش . به لباسهايش. به صورتش. به آرايش جديدش.به ....به فعاليتهاي روزانه اش و به صبوري و اخلاق نيکويش. به تبسم و اخم او به همه چيز ... 6- به مهماني که ميرويد بين مردم غرق نشويد و هر از گاهي به دنبال او نيز بگرديد . هم توجه کنيد و هم به او فضا بدهيد.او کفشي جديد خريده و از شما نظر ميخواهد شما به او ميگوييد کفش خوبي است . او ميداند که کفش خوبي خريده او ميخواهد بشنود که " فوق العاده است" 7- زن مرد را مقتدر دوست دارد .مرد نبايد ابراز ضعف نمايد حتي اگر ضعيف باشد.دست کم نشان دهيد که مقتدر هستيد.با شخصيت و محترم باشيد.ورزش کنيد و خرابي هاي خانه را به سرعت اصلاح کنيد.مسووليت پذير باشيد. 8- زن دوست دارد که به او احترام بگذاريد.به او احترام بگذاريد.تنها خدا ميداند که احترام گذاشتن به او چقدر برايش لذتبخش است. مرد و زن در جلوي در ايستاده است . زن واقعا" لذت ميبرد اگر شما به او بگوييد اول شما بفرماييد. آري به همين سادگي . هرگز زن را در برابر ديگران سرزنش نکنيد حتي اگر اشتباه مسلمي مرتکب شده باشد. 9- زن به اعتبار نياز دارد.زن را يکي از معتبرترين فرد خانواده معرفي کنيد.البته بدون لطمه زدن به شخصيت خودتان. 10- به همسرتان قوت قلب بدهيد.به او اطمينان دهيد که دوستش داريد.به زبان بياوريد و بگوييد دوستت دارم . عزيزم دوستت دارم. اري همين جمله را به زبان بياوريد . نگوييد اين کلمه لوس است.به او بگوييد خانه بدون او روح ندارد. اين جملات به زن قوت قلب ميدهد که او در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است. چند نکته به اقايان براي حمايت عاطفي از همسرانشان اگر ميخواهيد که همسرتان همواره زني با طراوت و سرزنده و مادري سنجيده و مهربان براي فرزندتان باشد تصور نکنيد که مجبوريد بهاي سنگيني براي حصول به اين نتيجه بپردازيد.فقط کافيست دقايقي را دقيقا" به حرفهاي او گوش دهيد. 1- وقتي احساس ميکنيد همسرتان ناراحت است منتظر حرف زدن او نمانيد.اگر شما آغاز گر صحبت باشيد 50 درصد ناراحتي اش را از بين برده ايد.نگذاريد سکوت طرفين فضاي سنگيني بر خانه حاکم کند 2- وقتي به او اجازه صحبت ميدهيد بدانيد ناراحت شدن از اينکه او چرا ناراحت است کمکي به حل مسئله نميکند. 3- از قطع کردن صحبت او جلوگيري نکنيد 4- وقتي نميدانيد چه بگوييد حرفي نزنيد.اگر نميتوانيد حرف مثبتي بزنيد و اگر به هر دليلي نميتوانيد جانب احتياط را نگه داريد بهتر است ساکت بمانيد 5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سوال او را به صحبت وادار نماييد. 6- احساسات او را اصلاح نکنکيد . و در مقام داوري بر نياييد 7- تا حد امکان ارامش خود را حفظ کنيد .واکنش نشان ندهيد. چرا که اگر براي لحظه اي کنترل خود را از دست بدهيد قطعا" شما بازنده خواهيد بود و البته پشيمان! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/02ساعت 23:15 توسط باران |
|
|
فقط اقايان بخوانند صميميت بين زن و مردبزرگترين تصميم زندگي انتخاب ميان سرزنش خويش و حمايت از خويشتن است تسلط به زندگي، برتري جويي به ديگران نيست بلکه توانايي در دست داشتن راهي است که در زندگي انتخاب ميکنيم. در هر زمان که تسلط فرد را بر ديگري و يا حتي بر جامعه نظاره گر باشيم، شادي را از محاط شدگان اين دايره خودکامگي و قدرت طلبي دور ميبابيم. شخصي که ريشه هاي اندوه و افسردگي را در دل مي پروراند از شادي گريزان خواهد بود. پس بايد در جستجوي تسلط بر زندگي و بر خويشتن خويش باشيم. نکاتي که در زير ميخوانيد نکاتي بسيار ساده و سطحي هستند که اثر بسيار زيادي در ايجاد صميميت بين زن و مرد و در نهايت ارامش روحي دارد. از شما خواننده گرامي خواهش ميکنم که قبل از اينکه قضاوت کنيد اين متن را تا اخر بخوانيد . اينها خلاصه نظرات يک پزشک روانشناس است که در يک سمينار علمي مطرح نمودند. و بنده خلاصه انرا به حضورتان تقديم ميکنم: گوش کنيد. فراوان و فراوان به حرفهايش گوش کنيد. وانمود نکنيد که داريد به حرف هايش گوش ميکنيد بلکه واقعا به حرفهاي او دقت کنيد.گوش کردن به صحبتهاي زن بذر صميميت را در دل شکننده او ميکارد.هنگاميکه صحبت ميکند صميمانه و با مهر و محبت نگاهش کنيد و به حرفهايش دقت کنيد. زن مرد را مقتدر دوست دارد. مرد نبايد ابراز ضعف نمايد حتي اگر ضعيف باشد. دست کم نشان دهيد که مقتدر هستيد. با شخصيت و محترم باشيد. ورزش کنيد و خرابي هاي خانه را به سرعت اصلاح کنيد. مسووليت پذير باشيد. زن دوست دارد که به او احترام بگذاريد. به او احترام بگذاريد. تنها خدا ميداند که احترام گذاشتن به او چقدر برايش لذتبخش است. مرد و زن در جلوي در ايستاده است. زن واقعا" لذت ميبرد اگر شما به او بگوييد اول شما بفرماييد. آري به همين سادگي. هرگز زن را در برابر ديگران سرزنش نکنيد حتي اگر اشتباه مسلمي مرتکب شده باشد. زن به اعتبار نياز دارد. زن را يکي از معتبرترين فرد خانواده معرفي کنيد. البته بدون لطمه زدن به شخصيت خودتان. به همسرتان قوت قلب بدهيد. به او اطمينان دهيد که دوستش داريد. به زبان بياوريد و بگوييد دوستت دارم . عزيزم دوستت دارم. اري همين جمله را به زبان بياوريد. نگوييد اين کلمه لوس است. به او بگوييد خانه بدون او روح ندارد. اين جملات به زن قوت قلب ميدهد که او در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است. اگر ميخواهيد که همسرتان همواره زني با طراوت و سرزنده و مادري سنجيده و مهربان براي فرزندتان باشد تصور نکنيد که مجبوريد بهاي سنگيني براي حصول به اين نتيجه بپردازيد.فقط کافيست دقايقي را دقيقا" به حرفهاي او گوش دهيد. وقتي احساس ميکنيد همسرتان ناراحت است منتظر حرف زدن او نمانيد. اگر شما آغاز گر صحبت باشيد 50 درصد ناراحتي اش را از بين برده ايد. نگذاريد سکوت طرفين فضاي سنگيني بر خانه حاکم کند. وقتي به او اجازه صحبت ميدهيد بدانيد ناراحت شدن از اينکه او چرا ناراحت است کمکي به حل مسئله نميکند. از قطع کردن صحبت او جلوگيري نکنيد. وقتي نميدانيد چه بگوييد حرفي نزنيد. اگر نميتوانيد حرف مثبتي بزنيد و اگر به هر دليلي نميتوانيد جانب احتياط را نگه داريد بهتر است ساکت بمانيد. اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سوال او را به صحبت وادار نماييد. احساسات او را اصلاح نکنيد. و در مقام داوري بر نياييد تا حد امکان ارامش خود را حفظ کنيد. واکنش نشان ندهيد. چرا که اگر براي لحظه اي کنترل خود را از دست بدهيد قطعا" شما بازنده خواهيد بود و البته پشيمان! مگر ما از زندگي چيزي جز صميميت و يکدلي و فضايي با عشق و محبت ميخواهيم؟ مگر نه اينست که حتي آن کسي که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسيدن به آرامش است؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/02ساعت 22:59 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
|
باران
متولد آبان 1362 دانشجوی مهندسی نرم افزار |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
آموزش ویولن آموزش برنامه نویسی کلام بزرگان شعر ازدواج موفق |
| پیوندها |
|
آموزش ویولن |
|
RSS
|